بنظرتان عجیب نیست که کسی که خود مسبب حال بد شما ست بپرسد چرا گرفته ای ؟
خیلی دلم را آزرده ست ، در تمام مدت این همکاری و قبلتر ها از اینکه نمیتوانستم و بلد نبودم و یا فراموشی داشته ام و یا قدرت اقناعو فهمم به او نمیرسیده بارها از جدل و بحث با او منصرف میشدم و غالبا هم می ایستادم که به قول خودم به او بفهمانم انچه می گوید اشتباه است . حق به جانب تر از همیشه می ایستاد و می گفت نه انچه من می گویم درست است . تا جایی که یکروز به او گفتم تو برای خودت اشتباهی هم قائل هستی ؟
انچه که اذیتم می کند شاید درصدی از اینها نباشد چون در نهایت زود یادم میرود ... اما انچه که همچنان افسرده و پژمرده ام می کند فهم غلط این جمع است و حرفها و تصوراتشان که در قالب ادبیات و رویکردشان به من انتقال می دهند...
انها....، ازخدا میترسم بابت اینکه جمله را بنویسم ....
جسارت و پررویی ام برخی مواقع برداشت غلط به جا گذاشته ... من مقصرم ...
من بخاطر تک تک اداب و رفتاری ک ندارم و بابت انچه ک انها از من دیده اند و فکر کردند من مدعی انم مقصرم ...
دلم می خواهد گریه کنم ...
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری